بدهی

سال تولید : ۱۳۹۶
مدت : ۳ دقیقه

پیرمردی خودروی خود را برای شستن به کاواش می‌برد. کارگر کارواش که همه او را مهندس صدا می‌کنند قرار است بچه‌دار شود. پیرمرد برای همین منظور به او قول می‌دهد که پنجاه هزار تومان به عنوان انعام به وی بپردازد. اما موقع رفتن، پولی با خود ندارد. مهندس گمان می‌برد که پیرمرد نمی‌خواهد به قولش عمل کند. پس از مدتی پیرمرد از دنیا می‌رود و بازماندگان پیرمرد پنجاه هزار تومان را به مهندس می‌پردازند.

سال ها بود که احساس می شد آنچه سینمای ایران خوانده می شود در شان انقلاب اسلامی نیست. ما هم مثل بسیاری از دلسوزان چنین حسی داشتیم و دوست داشتیم کاری بکنیم. از طرفی جوان بودیم و اکثر مسیرها به سمت مان مسدود بود. به تعبیر خیلی ها جایی برای جوان انقلابی در سینما نبود اما عمیقا میدانستیم که حرف های جدیدی برای گفتن داریم.