بدونِ لک

عباس که میوه‌فروش است، صبح زود، زمان برگشت از میدان تره‌بار با صحنه‌ی تصادفی روبه‌رو می‌شود و مجروح را با وانت‌اش به بیمارستان می‌رساند؛ اما مسئولین حراست تا مشخص شدن تکلیف مصدوم، وانت وی را در بیمارستان نگه می‌دارند. او تمام توانش را برای رهایی وانت‌ به کار می‌گیرد اما موفق نمی‌شود…
   

بیشتر...

قرار

مراسم اعدام در حال اجراست. پدر قاتل به خانواده مقتول التماس می‌کند، اما فایده‌ای ندارد. تا اینکه مرد اعدامی به عنوان آخرین درخواست، می‌خواهد با شماره‌ای تماس بگیرد…

بیشتر...

مستوره

در سال‌های کشف حجاب، زنی به دلیل اعتقاد به حجاب، چند سال پایش را از خانه بیرون نمی‌گذارد. تا بر سر یک دوراهی قرار می‌گیرد؛ اینکه کماکان در خانه بماند یا برای حفظ جان دخترش بدون‌حجاب از منزل خارج شود…

بیشتر...

تالسا Tulsa

تام پسر‌بچه سیاه‌پوستی است که در مزرعه‌ای متروک همراه با همبازی سفید پوست آمریکایی خود در حال بازی کردن است. او ناگهان صدای شلیک گلوله ای می‌شنود و از پشت نیزارها شاهد کشته شدن پدر و مادرش توسط دو نژاد پرست آمریکایی می‌شود…

بیشتر...

زیرو Zero

خانواده ای دونفره مهمان خانواده دو نفره دوست‌شان هستند. در راه، با سفارش و هزینه میزبان، یک نوشابه (زیرو) برای شام می‌خرند که کد قرعه‌کشی دارد. وقت شام، مراسم قرعه‌کشی نوشابه از تلویزیون در حال پخش است و کد برنده، کد نوشابه آنهاست. در همین هنگام، بر سر اینکه صاحب نوشابه و درنتیجه، صاحب جایزه چه کسی خواهد بود، دعوایی رخ می‌دهد.

بیشتر...

سال ها بود که احساس می شد آنچه سینمای ایران خوانده می شود در شان انقلاب اسلامی نیست. ما هم مثل بسیاری از دلسوزان چنین حسی داشتیم و دوست داشتیم کاری بکنیم. از طرفی جوان بودیم و اکثر مسیرها به سمت مان مسدود بود. به تعبیر خیلی ها جایی برای جوان انقلابی در سینما نبود اما عمیقا میدانستیم که حرف های جدیدی برای گفتن داریم.