ساید بای ساید

این فیلم کوتاه داستان مرد و زن جوانی را روایت می‌کند که در آستانه زندگی مشترک، به دنبال تهیه وسائل منزل مانند یخچال هستند. فروشگاه‌ها مملو از لوازم خارجی هستند و مرد که در یک شرکت تولید کننده لوازم منزل کار می‌کند بیکار شده و موجودی لازم برای خرید لوازم منزل را ندارد. این فیلم به مخاطب نشان می‌دهد که خرید لوازم خارجی و بی‌توجهی به تولیدات داخلی، موجب نابودی تولید‌ داخلی و در نتیجه بیکاری جوانان در جامعه می‌شود.

بیشتر...

فشار خون

مردی، مرد دیگری را به قتل رسانده و محکوم به قصاص است. همسر قاتل به همسر مقتول پیشنهاد می‌دهد که به مادر وی، که نیازمند پیوند عضو است، عضو اهدا کند و در عوض، شوهرش قصاص نشود. اما چون همسر مقتول بارداد است، باید جنین‌اش را سقط کند تا در آینده، فرزند خواهان قصاص نشود…

بیشتر...

به امید دیدار

جوانی قصد خریدن سیگار دارد. اما فیلم در دنیایی روی می‌دهد که خریدار سیگار به‌جای پول، باید عضوی از اعضای بدنش را به فروشنده تحویل دهد. جوان در عوضِ سیگار، یکی از دندان‌هایش را کَنده و به فروشنده می‌دهد. فیلم نشان می‌دهد که سیگار در حقیقت، اعضای بدن را فاسد کرده و فرد سیگاری به جای سیگار، در اصل اعضای بدنش را از دست می‌دهد.

بیشتر...

تاسوکی

تاسوکی نام بیابانی مرزی است که در ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ کشتار وحشیانه ای در آن اتفاق افتاد. در فیلم تاسوکی نشان داده می‌شود که تروریست ها بعد از قتل عام کردن شهروندان عادی به طرف مرزهای خود گریختند.

بیشتر...

سلام

حسین تنها تا شب فرصت دارد که برای ادای نذر خود به هزار نفر سلام کند. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه…

بیشتر...

جمعه گل

پسری از اهالی یزد، نسبت به دوست افغانستانی‌اش بدبین شده و گمان می‌برد که او با داعش همکاری می‌کند. با وجود این شرایط، موقعیتی پیش ‌می‌آید که آن‌ها مجبور می‌شوند تا برای برگزاری مراسم نیمه شعبان، با هم لامپ تهیه کنند…

بیشتر...

از حَسَکه با عشق

پس از حمله داعش به منطقه حَصَکه در سوریه، دختری کُرد برای در امان ماندن از اسارت و تجاوز تصمیم به خودسوزی می‌گیرد. او تصمیم می‌گیرد این کار را پیش از رسیدن نیروهای تکفیری انجام داده و در آن حالت، از خود تصویربرداری کرده و در اینترنت پخش کند…

بیشتر...

بعد از ظهر

اندکی پس از انتخابات سال ۸۸ آزاده دختر خاله‌اش، نازی که یک جنبش سبزی است را به حوزه علمیه کوثر دعوت کرده است. حوزه تعطیل و نازی ناپدید می شود. آزاده و دوستان طلبه اش به دنبال نازی راهی خیابان شده و بدن کتک خورده و مجروح نازی را در میان درگیری ها پیدا می کنند. حال آنها به ربودن و ضرب و شتم نازی متهم شده‌اند و برادر نازی به نزد آن‌ها می‌رود….

بیشتر...

زنگ آخر

پسری در پی یک دعوا در مدرسه از پسر قلدری کتک می‌خورد. او قصد دارد با یک تکه آینه شکسته، پسر قلدر را مجروح کند. اما با دیدن عاقبت، از این کار دست می‌کشد.

بیشتر...

سال ها بود که احساس می شد آنچه سینمای ایران خوانده می شود در شان انقلاب اسلامی نیست. ما هم مثل بسیاری از دلسوزان چنین حسی داشتیم و دوست داشتیم کاری بکنیم. از طرفی جوان بودیم و اکثر مسیرها به سمت مان مسدود بود. به تعبیر خیلی ها جایی برای جوان انقلابی در سینما نبود اما عمیقا میدانستیم که حرف های جدیدی برای گفتن داریم.